اکنون بیش از یک ماه است از بازداشت دوباره ی دوست و هم دانشگاهی گرامی ما آقای مجید توکلی می گذرد. با وجود گرایشات فکری غیر همسان میان ما و ایشان شکی نیست به لحاظ خصوصیات ارزشمند شخصی میان خود و ایشان نزدیکی خاصی از جنس دغدغه و خواستهای اولیه یک فعال سیاسی حس کرده و به شدت نگران و پیگیر وضعیت جسمی و حقوقی آقای توکلی هستیم.
مجید عزیز از زمان شروع فعالیت دانشجویی و سیاسی خود تا کنون تغییرات فکری محسوس و روبه جلویی داشته اند و یک نمونه ی بی نظیر از نقش سیالیت فکری و پرهیز از تعصب و منفعت طلبی هستند. آنچه که زبان روان و سلیس میان مجموعه های مختلف دانشجویی است؛ توجه به امنیت دیگران، توجه به اصول و خواستهای مشترک، طراحی حرکات سیاسی بر مبنای مقابله نیروی حداکثری ممکن با مشکلات ایجاد شده از سوی دشمن مشترک است که به دلیل بیگانه بودن آقای توکلی با تعصب کور، پرهیز از توجه یک سویه و غیر منطقی به منافع گروهی و شناخت مناسب از یگانه نیروی مخالف در زمان حاضر، ایشان همواره یکی از گزینه های اصلی مذاکرات و همفکریهای میان گروه های دانشجویی بوده اند.
مسلماً با خصوصیات بیان شده در بالا و پایبند بودن این شخص به توافقات و پیمانها تحلیل ما این است که در صورت حضور آقای توکلی در حماسه ی دانشجویان پلی تکنیک در مراسم «دانشگاه گورستان نیست»، انجمن اسلامی امیرکبیر به جای بروز رفتارهای دوگانه، رفتارهای سازشکارانه، مانع تراشی و کناره گیری از اعتراض بزرگ دانشجویی پلی تکنیک، رفتارهایی به مراتب منطقی تر و دانشجویی تر از خود نشان می داد.
دانشجویان پلی تکنیک امیدوارند هرچه سریعتر آقای مجید توکلی از اسارت آزاد شده و به جمع دانشجویان رادیکال پلی تکنیک باز گردند. دوستانه امیدواریم رفتار و منش آقای توکلی الگویی برای سایر فعالین تحکیم و انجمنهای اسلامی باشد و ایشان نیز به دلیل تواناییهای بالای خود بتوانند تغییرات اساسی فکری و رفتاری در مجموعه ی مطبوع خود ایجاد کنند و در پایان امیدواریم مجموعه ی فعالیت تمامی آزادیخواهان و فعالان کارگری، دانشجویی، زنان و ... هر چه سریعتر منجر به برقراری شرایطی شود که یک انسان به دلیل عقاید فکری و بیان عقاید خود به بند کشیده نشود و همه ی زندانیان عقیده و بیان و فعالان سیاسی و اجتماعی از زندانهای سانسور و سرکوب رهایی یابند.
برخورد با فعالان دانشجوئي طي روزهاي اخير از دانشگاه هاي شهرهاي مختلف کشور همچون تهران، اصفهان و سيستان بلوچستان به کردستان کشيده شد و طي چند روز گذشته بازهم دانشجويان کرد با دور ديگري از برخوردها نظير محروميت از تحصيل، بلاتکليفي در زندان و احضار به کميته هاي انضباطي روبرو شدند.
براساس گزارش دانشجويان مدافع حقوق بشر در کردستان، در چند روز گذشته جمال رحماني، دانشجوي رشته مهندسي صنايع دانشگاه آزاد دهاقان اصفهان پس تحمل هشت ماه حبس و در حالي که براي ثبت نام براي ترم آينده به دفتر اين دانشگاه مراجعه کرده بود با حکم اخراج از دانشگاه و محروميت از تحصيل براي هميشه روبرو شد.به گزارش اين منبع، اين دانشجوي کرد دانشگاه اصفهان ۲۵ خردادماه سال جاري به اتهام فعاليت هاي دانشجوئي و حقوق بشري توسط نيروهاي لباس شخصي در منزل دانشجوئي خود در اصفهان دستگير و براي تحقيقات امنيتي به زندان سنندج انتقال داده شده بود. جمال رحماني توسط دادگاه انقلاب سنندج با اتهاماتي نظير تبليغ عليه نظام از طريق عضويت در سازمان هاي حقوق بشري،شرکت در تجمعات دانشجوئي و همچنين جمع آوري امضا براي لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر روبرو شد و نهايتا دادگاه وي را به تحمل هشت ماه حبس تعزيري و سه سال حبس تعليقي محکوم کرده بود.اين فعال دانشجوئي چند روز پيش بعد از پشت سرگذاردن هشت ماه حبس تعزيري خود هنگامي که براي ثبت نام به دانشگاه مراجعه کرده بود از ورود وي به دانشگاه ممانعت به عمل آمد. شايان ذکر است که حکم اخراج و ممانعت از ادامه تحصيل اين دانشجوي کرد توسط مسئولان اين دانشگاه کتبا به وي ابلاغ شده است.
از سوي ديگر منابع خبري وابسته به دانشجويان کرد، از بلاتکليفي و بي خبري از سرنوشت يک دانشجوي مهابادي که گفته مي شود در يکي از بازداشتگاه هاي وابسته به وزارت اطلاعات در اروميه بسر مي برد اظهار نگراني کرده اند. براساس خبرهاي بدست آمده، امير مصباح قاضي، فعال دانشجوئي دانشگاه آزاد مهاباد از سه ماه پيش توسط نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي دستگير شده است و از آن زمان تاکنون تنها اطلاعي که از وي بدست آمده اين بوده که وي در يکي از بازداشتگاه هاي وزارت اطلاعات اروميه بسر مي برد. تاکنون هيچ يک از مراجع قضائي و امنيتي علت و يا اتهامات اين فعال دانشجوئي را اعلام نکرده اند. تلاش خانواده و نزديکان وي براي بدست آوردن اطلاع در خصوص وضعيت جسمي و روحي وي هم تاکنون به جائي نرسيده است.اين فعال دانشجوئي که قبلا دبير انجمن ادبي مهاباد بود، تنها در حوزه ادبيات فعاليت داشت.
همچنين روز گذشته کميته انضباطي دانشگاه رازي کرمانشاه، سمانه فضلعلي يکي از فعالان دانشجوئي اين دانشگاه را فرا خواند. منابع دانشجوئي در مورد احضار اين دانشجوي کرمانشاهي نوشته اند:علت احضار اين دانشجو اعتراض به بسته بودن غيرقانوني درهاي انجمن اسلامي دانشگاه رازي در ماه گذشته است که با اعتراض شماري از فعالان دانشجوئي اين دانشگاه همراه شده بود. کميته انضباطي دانشگاه رازي کرمانشاه قبل از احضار سمانه فضلعلي، چهار فعال دانشجوئي ديگر همين دانشگاه را به همين علت احضار کرده بود.
محمد یوسف رشیدی، دانشجوی دانشکده کامپیوتر دانشگاه پلی تکنیک و محسن غمین دانشجوی دانشکده عمران این دانشگاه، از دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک به دلیل شرکت در تجمع "دانشگاه گورستان نیست" که در روز دوشنبه 5 اسفند برگزار شد، هر یک به "منع موقت از تحصیل به مدت دو نیمسال با احتساب سنوات به انضمام محرومیت از تسهیلات رفاهی از قبیل وام، خوابگاه و غیره تا پایان دو نیمسال محرومیت" محکوم شدند.
این در حالیست که یوسف رشیدی پیش از این در مهر 86 به دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از امکانات رفاهی تا پایان تحصیلات، محکوم شده بود. لازم به ذکر است که اجرایی شدن این حکم به منزله اخراج این دانشجو از دانشگاه می باشد.
همچنین پیش از این محسن غمین در 13 آذر 86 قبل از برگزاری مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران دستگیر شد و به مدت 2 ماه در انفرادی بند 209 زندان اوین بازداشت بود و به این دلیل، 1 ترم از تحصیل بازماند.
صبح امروز (دوشنبه)پدر و مادر محمد پور عبدالله، ساناز الله یاری و امیرحسین محمدی فر برای ملاقات فرزندان در بند خویش به زندان اوین مراجعه کرده اند که در این میان تنها خانواده ساناز الله یاری و محمد پور عبدالله موفق به دیدار عزیزان خود شده اند. حال روحی ساناز الله یاری خوب بوده، لیکن آثار کبودی و زخم بر صورت و به خصوص اطراف چشم وی قابل مشاهده بوده است. حال مادران دو فعال دانشجویی دیگر بد بوده به طوریکه مادر امیرحسین محمدی دو مرتبه دچار ضعف و بیهوشی شده است.با توجه به تایید شکنجه دانشجویان زندانی در ۲۰۹ اوین و اخبار تایید شده در مورد دانشجویان زندانی اصفهانی، عدالت و اعتبار اتهامات وزارت اطلاعات و قوه قضاییه ایران را میتوان سنجید.
احکام نهایی ۸ دانشجوی ممنوعالورود دانشگاه سیستان و بلوچستان روز شنبه (۱۷ اسفند) به آنها ابلاغ شد. حراست این دانشگاه یکی از دانشجویان محکوم را که قصد جمعآوری لوازم خود را از خوابگاه داشت، به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد.
هشت دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان که به خاطر شرکت در تحصن دانشجویی آبان ماه ۱۳۸۷ در اعتراض به محیط ناامن دانشگاهشان از سوی کمیتهی انضباطی دانشگاه محکوم شدهبودند، احکام قطعی خود را دریافت کردند. پنج تن از دانشجویان که تعهد دادهاند در آینده فقط درس بخوانند و فعالیتی صنفی یا سیاسی نداشته باشند، میتوانند به تحصیل خود ادامه دهند. از ادامهی تحصیل سه تن از دانشجویان به طور موقت جلوگیری کردهاند. این سه تن علی باقری، کامران جلیل و امین صالحی هستند که هر سه فعالیت نویسندگی در نشریههای دانشجویی داشتهاند.
ناامنی محیط دانشگاه سیستان و بلوچستان و اعتراضها به آن
در اوایل آبان ماه ۱۳۸۷ چند فرد ناشناس با اسلحهی سرد وارد محوطهی دانشگاه سیستان و بلوچستان شده، یکی از دانشجویان را کتک زده و از دانشگاه گریختند. در پی این واقعه دانشجویان با تحصن، اعتراض خود را به ناامنی محیط دانشگاه بیان داشتند. مسئولان دانشگاه به دانشجویان قول پیگیری ماجرا را دادند. یک روز پس از آن افرادی ناشناس به دانشجویی دیگر در محوطهی دانشگاه حمله کرده، او را با چاقو زخمی کردند. دانشجویان باز دست به تحصنی چند روزه زدند و خواستار استعفای مسئول نگهبانان دانشگاه و دبیر کمیتهی انضباطی دانشجویان شدند. در آن هنگام رییس دانشگاه به میان جمع دانشجویان آمد و قول رسیدگی به خواستهای آنان را داد.
پس از گذشت چند ماه، نه تنها به خواست دانشجویان رسیدگی نشد، بلکه فشار بر دانشجویانی که در تحصنها شرکت کرده بودند و نیز بر نشریهها و انجمنهای دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان افزوده شد. به گزارش خبرنامهی امیرکبیر شبنامههایی در دانشگاه پخش میشد که این دانشجویان را به ملحد بودن، مزودری و خواست براندازی نظام متهم میکرد. “امیرکبیر” مینویسد که دانشجویان بخصوص شمس نجفی، دبیر کمیتهی انضباطی، را مسئول جو “نظامی و امنیتی”ای میدانستند که در چند ماه پس از تجمع اعتراضیشان در دانشگاه حاکم شد. دانشجویان در تجمع خود خواهان برکناری وی شدهبودند.
مجازات دانشجویان منتقد
۱1 نفر از دانشجویان به کمیتهی انضباطی احضار شدند. برای ۸ تن از این دانشجویان حکم ممنوعالورودی به دانشگاه صادر کردند. همهی این دانشجویان نویسندگان و دستاندرکاران انتشار نشریههای دانشجویی در سیستان و بلوچستان بودند، نشریههای “کاغذ اخبار”، “پنجره”، “شورا” و “سیاه و سفید”. برخی از دانشجویان ممنوعالورود شده را با توهین و کتک از دانشگاه بیرون کردند.
سرانجام پنج تن از دانشجویان تعهدنامه نوشتند که درآینده دیگر هیچگونه فعالیت صنفی و سیاسی نخواهند داشت. احکام قطعی سه دانشجو را در روز شنبه (۱۷ اسفند) اعلام کردند: برای علی باقری، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهی ادبیات، دو ترم محرومیت از تحصیل و پیشنهاد تبعید به دانشگاهی دیگر را صادر کردند، برای کامران جلیل، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده ادبیات، دو ترم محرومیت از تحصیل، و برای امین صالحی، عضو انجمن اسلامی دانشکده مهندسی، یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و یک ترم هم به صورت تعلیق.
به گفتهی کامران جلیل این دانشجویان مجبور بودهاند تا صدور حکم قطعی از محیط دانشگاه و خوابگاه دانشجویی خارج شوند. “بعد از صدور حکم به صورت غیرقانونی ما را یک ماه بیرون کردند. یک ماه گذشته را ما در خیابان بودیم، اگر جایی بود، در خانهی دوستانمان، این گوشه و آن گوشه به سر بردیم. خود من سه شب در پارکی روبروی دانشگاه خوابیدم. هر مشکلی را به جان پذیرفتیم، گفتیم تا بررسیشان را بکنند.”
اتهام دزدی به دانشجویان و ضرب و شتم علی باقری
دانشجویان در روز ۱۷ اسفند پس از اطلاع از تایید احکام خود تصمیم به برداشتن لباسها و لوازم خود از خوابگاه دانشجویی گرفتند تا رهسپار خانهی خود شوند و این موضوع را با مدیرکل امور دانشجویی دانشگاه هماهنگ کردند. اما نگهبانان از ورود آنان به دانشگاه جلوگیری میکنند. کامران جلیل در این مورد به دویچه وله گفت: “من دم در ایستاده بودم، آقای باقری رفتند داخل که وسایلشان را بیاورند. یک دفعه روبرو شدند با چند نگهبان که گفتند نباید بیایی داخل. آقای باقری گفتند من هماهنگی کردم، اما نگهبانان قبول نکردند و ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.” جلیل گفت که ضرب و شتم دانشجویان توسط نگهبانان به امری عادی در دانشگاه سیستان و بلوچستان تبدیل شده است. وی افزود “من سه سال و نیم در دانشگاه سیستان و بلوچستان تحصیل کردهام و بیش از پنجاه بار دیدهام که حراست دانشگاه دانشجو را مورد ضرب و شتم قرار میدهد.”
این عضو انجمن اسلامی دانشکده ادبیات میگوید که بخاطر نزدیکی میان نگهبانان، حراست و رییس دانشگاه، به طور معمول این سناریو را میتوان دید که سرانجام دانشجو متهم میشود که متخلف بوده و برای دزدی به خوابگاه آمده بوده است؛ در نتیجه تمام نیروی دانشجو صرف آن میشود که خود را از اتهام دزدی مبرا سازد و دیگر جایی برای شکایت از ضرب و شتمکنندگان نمیماند.
کامران جلیل و گروهی دیگر از دانشجویان شاهد ضرب و شتم شدید علی باقری توسط نگهبانان بودهاند. کامران جلیل در این مورد گفت: “ایشان از ناحیهی پا و شکمشان خیلی آسیب دیدند و وضعیت درستی هم ندارند. فشار زیادی روی ایشان آوردند. ایشان را گذاشتند زیر صندلی، پاهایش را هم گذاشتند روی گردنش تا تکان نخورد و نشستند رویش. همان موقع به مدت پنج ساعت بیهوش بودند. دو بار او را با پاشیدن آب به هوش آوردیم، اما دوباره از هوش رفت. ولی هیچکدام از مسئولین دانشگاه بالای سرش نیامد. ما را به اتاقی بردند تاریک، که نمیدانیم کجای دانشگاه بود. در محیط دانشگاه به هر کس زنگ میزدیم جواب نمیدادند، که آقا دانشجویتان را زدند، بیهوش است. از شکمش خون میآید و پایش هم کبود کبود است. باور نمیکنید که مسئول تعمیرات خوابگاه ادبیات را به عنوان نمایندهی دانشگاه پیش ما فرستادند. یک ساعت و نیم در آن اتاق بودیم، حاضر نمیشدند با ۱۱۵ تماس بگیرند که اورژانس پزشکی ایشان را به بیمارستان ببرد. اینها را که دیدم پشیمان شدم از دانشجو بودنم و فکر میکردم پس شخصیت دانشجو کجاست؟ کی میخواهند نشان بدهند که دانشجو شخصیت دارد؟”
سپس نیروی انتظامی سیستان و بلوچستان وارد دانشگاه شده، علی باقری، کامران جلیل و فرهاد شاهمرادلو، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده اقتصاد، را که به تعرض نگهبانان اعتراض کردهبودند، دستگیر و به کلانتری برد. شدت آسیبها به علی باقری به گونهای بود که وی را به بیمارستان انتقال دادند. به گفتهی کامران جلیل مسئولان حراست و نگهبانی در نامهای به کلانتری علی باقری و کامران جلیل را متهم به قصد اغتشاش در دانشگاه، دزدی از خوابگاه و فحاشی و قصد کتککاری با نگهبانان کرده بودند. روز یکشنبه (۱۸ اسفند) دانشجویان دستگیر شده را به طور موقت آزاد کردند. علی باقری تا لحظهی تنظیم این گزارش (ساعت ۱۶ به وقت آلمان) در حالت نیمهبیهوشی در بیمارستان زاهدان به سر میبرد.
کیواندخت قهاری
دویچه وله
تمام سلولهای بند ۲۰۹ زندان اوین، به علت کثرت زندانیان، پر شده است. طبق گزارشهای دریافتی، رکسانا صابری و شبنم مددزاده، به بنند ۲۴۰ زندان اوین منتقل شدهاند.همچنین ۴ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، مجید توکلی، حسین ترکاشوند،اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار که نزدیک به یک ماه است در اعتصاب غذا هستند، به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدهاند.گفتنی است به علت انتقال بسیاری از زندانیان از بند ۲۰۹ به بند ۲۴۰، نگهبانان بند ۲۰۹ به بند ۲۴۰ منتقل شدهاند. رکسانا صابری خبرنگار ایرانی - آمریکایی است که از حدود یک ماه پیش بازداشت شده است. وی ۶ سال بود که در ایران مشغول به کار خبرنگاری بود. شبنم مددزاده نیز دانشجوی دانشگاه تربیت معلم تهران و عضو انجمن اسلامی این دانشگاه است که از روز اول اسفند ماه در ادامهی فشارها به دانشجویان، بازداشت به سر میبرد.
فعالان حقوق بشر در ایران
یکشنبه 17/12/1387، طی تماس تلفنی که با مازیار معصومی از فعالین دانشجویی دانشگاه اصفهان از طرف ستاد خبری اطلاعات اصفهان گرفته شد، به وی اعلام شد که فردا ساعت ۱۰ صبح خود را به ستاد خبری اطلاعات اصفهان برای ادای پاره ای توضیحات معرفی نماید!
این احضار در حالی است که ۴ تن دیگر از دانشجویان دانشگاه اصفهان به نامهای علیرضا داودی، بهمن خدادادی، ارسلان صادقی و حسین سرشومی در زندان مرکزی اصفهان به سر می برند، که ارسلان صادقی و حسین سرشومی طی احضار به دادگاه انقلاب و حضور در آن مکان، بلافاصله دستگیر و به زندان منتقل شده اند؛ سئوالی که برای این دانشجو پیش آمده این است که اگر به ستاد خبری اطلاعات مراجعه نماید چه تضمینی وجود دارد که وی نیز بازداشت نشود…؟!
همین طور بنا به اطلاع کمیته نجات دانشجویان در بند دانشجویان زندانی اصفهان به شدت در زیر فشار های جسمی و روحی قرار دارند. وضعیت دانشجویان فوق بسیار نگران کننده می باشد. فشارهای وارده به حدی بوده که بنا به اطلاع خانواده بهمن خدادی تیم بازجویی مجبور به انتقال وی به بیمارستان زندان شده اند.
انعکاس وسیع و حساسیت نهادهای بین المللی حقوق بشری سبب گردیده وزارت اطلاعات فشارها را بر افراد زندانی مبنی بر جرایم غیر دانشجویی و همچنین بر خانواده های ایشان مبنی بر عدم انعکاس فشار و شکنحه بر عزیزانشان بیفزاید.
زنان، جفت همپایه، نه جنس دوم
هشتم مارس روز جهانی زن نام گرفته است، روزی که در آن تظاهرات زنان کارگر کارخانجات نساجی نیویورک در سال 1857 برای کسب حقوق برابر توسط مزدوران نهادهای قدرت و ثروت به خاک و خون کشیده شد. از آن پس این روز بیادماندنی سمبلی شد برای تلاشهای زنان جهان در جهت مبارزه با نابرابری و رسیدن به حقوق برابر.
تضاد جنسیتی یکی از ریشه دارترین تضادهای زندگی اجتماعی بشر است. دلیل بروز این تضاد آنطور که محافل واپسگرا و ضد دانش و پیشرفت ادعا می کنند نه در ساخت بیولوژیک این دو جنس نهفته است و نه در خصلت ها و روحیات متفاوت آنها بلکه اساسا این تضاد را باید در دامن تضاد بزرگتر و اساسی تری دید که کل زندگی اجتماعی بشر را دستخوش نا برابریها و تبعیض ها کرده است و آن هم به معنای عام تضاد با همنوع و در معنای خاص تضاد طبقاتی است. بروز این تضاد در زندگی اجتماعی بشر ، تمام وجوه آن را نا متعادل کرده است. اگر این تضاد را تجزیه و تحلیل کرده کنیم حداقل به سه تضاد عمده ی دیگر می رسیم که عبارتند از تضاد ستمگری، تضاد بهره کشی و تضاد فریب کاری. با این تحلیل اگر زنان به نسبت مردان از مدار قدرت و مدیریت دور افتاده اند ناشی از تضاد ستمگری است و اگر به همان نسبت دستشان از ثروت و دارایی کوتاه است به دلیل وجود تضاد بهره کشی است و اگر در مناسبات آنها با مردان بی صداقتی و بی اعتمادی وجود دارد ناشی از تضاد نیرنگ بازی است . نابرابریهای حقوقی و جنس دوم شدن زن را باید در این نابرابری ها جستجو کرد. با این توصیف مبارزات و جنبشهای برابری خواه زنان تنها در صورتی به ثمر می رسد که در مسیر و همگام با مبارزات بزرگ رهایی بخش و آزاد ساز انسان از این قیود تاریخی باشد.
زنان در جامعه ی ایران هم به دلیل سنتی بودن جامعه و عقب ماندگی عمومی آن و هم به دلیل اینکه بعد از 22 بهمن 1357 جامعه ایران با یک "سروته" شدگی تاریخی مواجه شده و واپسگرایان زن ستیز بر مقدرات جامعه مسلط شده اند، دچار ستم مضاعف شده و حتی آنچه را که روزی داشته اند مثل حق پوشش دلخواه از دست داده اند. به همین دلیل جنبش برابرخواهی زنان ایران امروز در ردیف جنبشهای دیگر سیاسی اجتماعی و حقوق بشری، یکی از ارکان مبارزات رهایی بخش در ایران است که اگر چه با ایجاد محدودیت و سرکوب مواجه است اما همچنان استوار و پابرجا در مسیر اعتلا و شکوفایی به پیش می رود.
امضا کنندگان ذیل این نوشته، زندانیان سیاسی بند 350 اوین ضمن بزرگداشت این روز و تبریک آن به تک تک زنان ایران و بویژه مبارزان جنبشهای زنان و همینطور محکوم کردن دستگیریها و محاکمات غیر عادلانه ی آنان برای همه ی آنها آرزوی موفقیت و پیروزی دارند.
با آرزوی پایان نابرابریهای تاریخی زندگی بشر از جمله نابرابری جنسیتی
علی صارمی
محمدعلی منصوری
سیدظهورنبوی چاشمی
میثاق یزدان نژاد
پس از اعتراض دانشجویان به دفن قربانیان جنگ در دانشگاه و برخوردهای شدید چماقداران با دانشجویان و بازداشت بیش از 70 نفر از دانشجویان، دستگاه سرکوبِ حراست و کمیته انضباطی در دانشگاه سرکوبِ دانشجویان شرکت کننده در تجمع دوشنبه ۵ اسفند را آغاز کرد و در اولین سری از احکام صادر شده، کوروش محمود کلایه و آروین طاهایی، هر کدام به ۲ ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و جبران خسارت های وارده به دانشگاه، امیر جهانگیری، فهیمه ضیایی و یاسر ترکمن هر کدام به 1 ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات، محکوم شدند. لازم به ذکر است که احکام صادره، اولیه می باشند و دانشجویان 10 روز فرصت دارند تا به این احکام اعتراض کنند.
پس از انعکاس وسیع اخبار دستگیری و برخورد نیروهای امنیتی با دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب سازمان عفو بین الملل نسبت به شکنجه و سو رفتار با این دانشجویان هشدار داد.انعکاس اخبار مربوط به دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در رسانه های بین المللی از جمله روزنامه های دانمارک، بریتانیا، رادیو آلمان و... موجب نگرانی طیف وسیعی از فعالین و نهاد های حقوق بشر گردیده است. قابل ذکر است دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و دیگر دانشجویان چپ گرا که وابستگی های انتخاباتی و حکومتی ندارند تا کنون در معرض فشارها و شکنجه های شدید تری بوده اند . هم زمان با اوج گیری نگرانی های بین المللی و حقوق بشری نسبت به وضعیت دانشجویان زندانی به خصوص دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب یکی از مسئولین قضایی در اظهار نظری با خانواده دانشجویان زندانی از اعمال غیر قانونی تیم های بازجویی ابراز نارضایتی کرد و این اقدامات را عامل سرافکندگی مسئولین نظام و قابل پیگرد قضایی دانست.سازمان عفو بین الملل در بیانیه خود ضمن ابراز نگرانی نسبت به افزایش دستگیری فعالین زنان، کارگران و افراد متعلق به اقلیت های قومی و مذهبی خواستار توقف این فشار ها گردیده است و در ادامه نسبت به وضعیت دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر و "دفن جسد شهدا" در دانشگاه ها ابراز نگرانی نموده است. سازمان عفو بین الملل در پایان به صورت مشخص خواستار تضمین عدم شکنجه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، قرار دادن امکانات پزشکی لازم جهت مداوای هر چه سریعتر آنها و آزادی بی قید شرط آنها و تمامی دانشجویان زندانی و دیگر زندانیان عقیدتی و سیاسی گردیده است.رونوشت این بیانیه و خواست ها برای مسئولین قضایی ایران از جمله آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضاییه ایران فرستاده شده است.
به امید آزادی تمامی دانشجویان زندانی و دیگر زندانیان عقیدتی و سیاسی.
امین درستی دانشجوی سال چهارم رشته مهندسی مکانیک که روز گذشته به دنبال احضاریه اداره اطلاعات شیراز (پلاک ۱۰۰) به آن جا مراجعه کرده بود، بازداشت شد.وی که مدیر مسئول نشریه توقیف شده داروگ نیز می باشد در نیمسال تحصیلی گذشته سه بار به کمیته انضباطی احضار شده که در نهایت به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم گردیده بود. امروز پس از پیگیری خانواده وی در مورد وضعیت پرونده اش قاضی پرونده خبر از صدور قرار وثیقه ۱۰ میلیون تومانی داده است. وی همچنین افزوده است که تا تکمیل پرونده در بازداشت به سر خواهد برد.
پس از آزادی یونس میر حسینی این اقدام غیر منتظره شوک تازه ای را به دانشجویان دانشگاه شیراز وارد کرده است. لازم به ذکر است امین درستی هفدهمین دانشجوی بازداشت شده دانشگاه شیراز در طول دو ماه گذشته می باشد. پروژه سرکوب دانشجویان دانشگاه شیراز که از چندی پیش کلید خورده است همچنان ادامه دارد و هر روز با احکام سنگین محرومیت از تحصیل و بازداشت دانشجویان تشدید می شود.
رفیق یونس میر حسینی دانشجوی چپ دانشگاه شیراز پس از گذشت بیش از ۲۰ روز آزاد شد.
وی که با حمله نیروهای امنیتی به خانه اش بازداشت شده بود با قرار وثیقه ی سنگین ۲۰ میلیون تومان آزاد شده است.
گفتنی است که وی پس از حدود ۳ هفته بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات در روز های آخر به زندان عادل آباد زندان مخوف شهر شیراز منتقل گردیده است.یونس میرحسینی دانشجوی حقوق دانشگاه شیراز می باشد که در سال گذشته نیز به مدت ۱۴ روز بازداشت شد و سپس به ۳ سال حبس تعلیقی محکوم شد که بیم آن می رود با پرونده سازی جدید اطلاعات علیه او ، حبس وی اجرا گردد.
وی چندین بار دست به اعتصاب غذا زد که به این دلیل از نظر جسمی به شدت ضعیف شده بود و به دلیل بیماری گوارشی وضعیتش به شدت وخیم شده بود.
صبح امروز در حمله ی ماموران امنیتی به منزل رفیق امین قضایی، چهار تن از فعالین دانشجویی با نام های امیرحسین محمدی فر، ساناز اللهیاری، مریم شیخ، نسیم روشنایی، بازداشت و به مکان نامشخصی منتقل شدند و تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت نامبردگان در دست نیست. در جریان این حمله نیروهای امنیتی قصد بازداشت امین قضایی را نیز داشته اند که در این امر ناموفق بوده اند. قابل ذکر است که در هنگام بازداشت وضعیت جسمی نسیم روشنایی به شدت وخیم بوده و بیم آن میرود که در دوره ی بازداشت این وضعیت به مشکلات حادی بیانجامد.
بنا به اخبار رسیده وضعیت چهار دانشجوی بازداشتی دانشگاه اصفهان و یونس میرحسینی از دانشگاه شیراز و دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر نگران کننده میباشد .
آوای پلی تکنیک بازداشت فعالین دانشجویی را محکوم میکند و یقین دارد بازداشت ، شکنجه و سرکوب دانشجویان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری تنها یک نتیجه خواهد داشت : بیش از پیش رادیکال شدن جنبش دانشجویی.
حادثه ی روزهای گذشته در دانشگاه اميرکبير تداعی گر روزهای خونين تيرماه ۷۸ بود و صحن دانشگاه پلی تکنيک همچون کوی دانشگاه تهران جولانگاه نيروهای لباس شخصی گرديد. خشونت ورزان فرمان بريده که دانشگاه را مقتل انديشه ورزی می خواهند، کمر به حذف دانشجويان منتقد بسته اند و در اين راه از هر فضايی برای هجوم بی امان به دانشگاه بهره ی سوء خود را می جويند. يک روز به بهانه ی سخنرانی تئوريک و نظری مردی روحانی مسلک همچون دکتر محمد مجتهد شبستری که سالهاست رهرو انديشيدن در وادی کشف و شهود است و روزی ديگر به بهانه ی تدفين پيکر پاک شهيدانی که حافظان حريم کشور بودند و به بهای حراست از حرمت خاک ايران زمين در آستان خدا و ملت جانفشانی کردند. امروز دانشجويان، فرزندان ملت را، به اين بهانه وحشيانه مضروب می کنند و تن شريف شان را به بند می کشند.
خشونت ورزانی که يک روز سخنان دکتر هاشم آغاجری را دستاويز حملات سياسی خود قرار می دهند و روزی ديگر دانشگاه را ميدان تاخت و تاز خود می کنند تا رقيب سياسی خود را مرعوب و دانشگاه را متشنج کنند.
اگر تا ديروز مدعيان اصلاحات در برابر سرکوب فعالين دانشجويی سکوت نميکردند، خفاش شوم استبداد ديگر به خود اجازه نميداد که اين چنين بی پروا حکم ارتداد صادر کند و مخالفينش را به ترور و حذف فيزيکی تهديد کند، آنانی که ديروز در دفاع از دانشجويان دفتر تحکيم وحدت حتی از زير بار اظهار حمايتی حداقلی در مواضع شان خودداری ورزيدند، امروز خود در گرداب هجمه به عضو ارشدشان گرفتار آمده اند. دفتر تحکيم وحدت که حمايت بيدريغ از دکتر هاشم آغاجری در غائله سال ۸۱ را در کارنامه ی درخشان خود دارد و هزينه های گزافی را در آن مقطع در دفاع از اين استاد برجسته ی دانشگاه پرداخته، امروز نيز در دفاع از اصل مسلم “آزادی بيان” حمايت خود را از دکتر هاشم آغاجری و کليه ی اشخاص، علی الخصوص دانشگاهيان، در ابراز نظرات و عقايدشان اعلام می دارد.
نتايج انتخابات در جوامع مختلف يکی از مهمترين مظاهر عينيت يابی نظرات مردم آن جامعه نسبت به سياست های حاکم است. در جامعه ی ايران با توجه به غير دموکراتيک بودن ساختارهای مديريتی و کلان، انتخابات به “تنها امکان” عينيت يابی اعتراض گسترده ی مردم نسبت به شرايط موجود بدل می شود. خصوصا انتخابات رياست جمهوری مظهر چنين اعتراضی می تواند باشد. لذا دولت نهم با علم به اينکه در صورت باز شدن فضای نقادی در جامعه، بيش از پيش نقاب دروغينش مضحکه ی خاص و عام شده و امکان هرگونه “مهندسی کردن انتخابات” از مهندسين پر نفوذ سلب می شود اقدام به قلع و قمع کامل منتقدين کرده است. و در حالی که از بی اعتباری و اضمحلال توان مديريتی در حال احتضار است، در ماه های آخر عمر خود پنجه ی خونين به گلوی دانشگاه می فشارد و باکی از به هدر رفتن جان های شريف فرزندان اين ملت در تاريکنای سياه سلولهای زندان ندارد.
پنجم اسفند ماه مراسم خاکسپاری شهدا در دانشگاه صنعتی اميرکبير با اعتراض خودجوش بخشی از دانشجويان اين دانشگاه به دليل احتمال بهره برداری سياسی از اين عمل، روبرو شد. دانشجويان منتقد مورد هجوم و ضرب و شتم وحشيانه ی برخی افراد و گروه های فشار خارج دانشگاه قرار گرفتند. و ده ها دانشجو هنگام خروج از دانشگاه بازداشت شدند. با اينکه از تعداد اوليه ی ۷۰ نفر بازداشتی، طی روزهای گذشته تقريبا اين تعداد به تمامی آزاد شده اند با اين حال دست کم ۸ دانشجوی ديگر اميرکبير در بازداشت به سر می برند. از آن جمله ۴ دانشجويی هستند که طی مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان که به دليل فشارهای امنيتی ساعاتی قبل از مراسم لغو شد بازداشت شدند.
طنز تلخ ماجرا آنجاست که عباس حکيم زاده، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، مهدی مشايخی، نريمان مصطفوی و احمد قصابان که همگی از اعضای سابق و فعلی انجمن دانشگاه اميرکبير هستند، يک روز پس از مراسم تدفين، در حالی در منازلشان بازداشت شدند که نه تنها در روز تدفين شهدا در دانشگاه حضور نداشتند بلکه از جانب حراست دانشگاه ممنوع الورود شده بودند.
دفتر تحکيم وحدت ضمن اعتراض شديد نسبت به اينگونه وقايع و هتک حرمت دانشجويان و ايجاد جو متشنج در دانشگاه بوسيله ی ضرب و شتم دانشجويان و نيز بازداشت عباس حکيم زاده، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم، اعلام می دارد که اين اتحاديه مدت ها پيش از اين مواضع خود را در قبال چنين تحرکاتی در دانشگاه اعلام داشته بود و همچنان معتقد است که تدفين پيکر شهدا در دانشگاه موجب بهره برداری سياسی شده است و اين روند ادامه خواهد داشت. لذا اعتراض يا استقبال از چنين مراسمی را درخور قضاوت مستقيم خود دانشجويان دانشگاه دانسته و سطح معرفت عمومی دانشجويان در مواجهه با چنين مسائلی را مطلوب ارزيابی می کند. خشونت سرکوب گران در مواجهه با دانشجويان معترض در حاليکه در ضرب و شتم متعرض دختران شده اند جای تأسف دارد. افرادی که سال پيش دست کشيدن استاد هشتاد ساله ی دانشگاه به موی دختر دانشجو را هتک حرمت دانسته و دانشگاه را سياه پوش و استاد را اخراج کردند، چگونه امروز هنگام هجوم به دانشجويان از کشيدن موی دختران ابايی ندارند؟ چگونه جماعتی که خود را متولی دفن شهدا در دانشگاه می دانند خودسوزی جانباز جنگ تحميلی را با سکوت نظاره می کنند و به قهر روزهای عمر جوانان اين مملکت را در زندان ها می ستانند؟
دفتر تحکيم وحدت ادامه بازداشت دانشجويان دانشگاه اميرکبير، و همچنين شبنم مدد زاده دانشجوی دانشگاه تربيت معلم، که هفته ی پيش بازداشت شده است و نيز تداوم فشار بر انجمن های اسلامی برای اعلام خروج از طيف علامه ی دفتر تحکيم وحدت را به شدت محکوم کرده و در راستای سرکوب کامل فضای دانشگاه در آستانه ی انتخابات ارزيابی می کند. جای آن است که اصلاح طلبان مدعی با سکوت خود در بزم سرکوب گران و زندانبانان شريک نشوند که همه بر جريده ی تاريخ ثبت است و دانشجويان همين روزها به قضاوت خواهند نشست.
دفتر تحکيم وحدت
نهم اسفند هشتاد و هفت
در این بیانیه تحکیم وحدت (حوزه و دانشگاه) سطح عمومی معرفت دانشجویان را مطلوب ارزیابی می کند. پس بگو چرا تحکیم وحدت به هزار شکل مختلف گفت ما نیستیم. می خواست سطح معرفت عمومی دانشجویان را محک بزند!!!!!
معاون رييسجمهور و رييس بنياد امور ايثارگران تاکيد کرد: دفن شهدا در دانشگاهها خواسته مردم است.
حسين دهقان امروز در نشستي خبري در مورد اعتراض برخي از دانشجويان نسبت به دفن شهدا در محيط دانشگاهها، گفت: دفن شهدا خواسته عمومي مردم است و چنانچه مردم نخواهند دولت نميتواند خارج از خواسته آنان شهدا را در دانشگاهها دفن کنند البته اين وظيفه بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس است.
وي تاکيد کرد: اگر دانشجويان راضي به دفن شهدا نيستند بايد دلايلشان را جويا شد. هر چند که اصل موضوع مقدس بوده و همه الزامات در اين زمينه رعايت ميشود تا بيحرمتي به شهدا صورت نگيرد.
روز شنبه دهم اسفند رفیق ارسلان صادقی و رفیق حسین سرشومی متعاقب احضار تلفنی به دادگاه انقلاب استان اصفهان بازداشت شده و بلافاصله به زندان مرکزی اصفهان منتقل شدند . این احضارها که معاون دادستان کل استان آقای یوسفی شخصاً انجام داده بود درحالی به بازداشت غیر مترقبه تبدیل شده اند که هر دوی این دانشجویان دانشگاه اصفهان به تازگی و با قید وثیقه از همین زندان آزاد شده بودند، ارسلان صادقی روز ۲۱ مهر امسال به همراه مازیار معصومی در منزل خود بازداشت شده و مدت ۱۸ روز را در زندان به سر برده بود و حسین سرشومی نیز که در تابستان امسال بازداشت شده بود مدت ۱۲ روز را در بند «ا.ط» بازداشتگاه امنیتی حفاظت اطلاعات واقع در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) را به سر برده بودند. به گفته ی منابع نزدیک ، قاضی یوسفی علت بازداشت مجدد این دو دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب را اتهاماتی دانسته است که با پرونده ی دو دانشجوی بازداشتی دیگر اصفهان یعنی علیرضا داودی و بهمن خدادادی مشترک بوده اند که به احتمال قریب به یقین تجمعات سال گذشته ی دانشگاه اصفهان مخصوصا تجمع تاریخی ۸ مارس و اعتصاب ۸ روزه ی غذا می باشند .
بیانیه دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک در محکومیت دفن شهدا در دانشگاه و سرکوب دانشجویان
روز شنبه 3/12/87 تجمعی اعتراضی در دانشگاه پلی تکنیک برای جلو گیری از دفن شهدا برگزار شد. این تجمع ساعت 11 صبح با خواندن سرود یار دبستانی آغاز شد.در این تجمع دانشجویان بر علیه بسیج دانشجویی که در حال برگزاری مراسم دعا و نوحه برای استقبال از شهدا بودند، شعار می دادند و مخالفت خود را با دفن شهدا و برگزاری مراسم دعا توسط بسیجیان اعلام نمودند.

سحر یزدانی پور به دنبال تلاش برای پیگیری وضعیت همسر بازداشت شده اش یونس میرحسینی فعال دانشجویی دانشگاه شیراز،در محل دادگاه انقلاب این شهر بازداشت شده بود بعد از ۱۱ روز بازداشت با تبدیل قرار بازداشت از زندان آزاد شد.
لازم به ذکر دادستان دادگاه ، اتهام خانم یزدانی پور را تبلیغ علیه نظام به دنبال مصاحبه های وی با رسانه های فارسی زبان در خصوص اعتصاب غذای همسرش در زندان اعلام کرده است.
دانشجویان دانشکده خبر در اعتراض به مشکلات متعدد صنفی، محرومیت موقت دو دانشجو از تحصیل، اخراج معاون آموزشی، جلوگیری از فعالیت نشریات و تشکلهای دانشجویی و فعالیت دانشجویان، محدود کردن انجمن کارآفرینی دانشجویان دانشکده و … اقدام به برگزاری تجمعی در مقابل دفتر رییس دانشکده خبر کردند.
دانشجویان ابتدا در حالی که پلاکاردهایی با مضامین «محرومیت دانشجو مدال افتخار است»، «استاد باکفایت حق مسلم مااست»، «نشریه، تشکل حق مسلم مااست» و… در دست داشتند از سلفگالری دانشکده به سمت طبقه چهارم و اتاق رییس حرکت کردند. دانشجویان با حضور در مقابل دفتر احمدزاده کرمانی، رییس دانشکده، خواستار حضور او در بین دانشجویان و پاسخ به خواستههایشان شدند. در حالی که ۳۰ دقیقه از حضور دانشجویان میگذشت و رییس دانشکده حاضر به خارج شدن از اتاقش نمیشد، دانشجویان شعار میدادند، «رییس دانشکده شجاعت، شجاعت»، «رییس دانشکده خجالت، خجالت»، «رییس دانشکده ما اسلحه نداریم» و….
سرانجام پس از گذشت ۳۰ دقیقه احمدزاده ناچار به حضور در بین دانشجویان شد. او بههمراه تمام معاونان و رییس حراست در مقابل دانشجویان قرار گرفت. در ابتدای حضور رییس دانشکده، یکی از دانشجویان موضوع محرومیت دو دانشجوی دانشکده به یک و دو ترم محرومیت از تحصیل را مطرح کرد و گفت: «ما خواستار این هستیم که همانطور که این دو دانشجو با شکایت، درخواست و پیگیریهای مسئولان دانشکده از تحصیل محروم شدهاند با پیگیریهای همانها این موضوع رفع شود و هرچه زودتر این احکام ناعادلانه لغو شود».
وی افزود: مشکل دیگر مسئله برخی اساتید کمسوادی هستند که در این چند وقت به دانشکده آورده شدهاند؛ با تمام احترامی که برای اساتید خوب و باتجربه دانشکده دارم اما در حال حاضر ما به برخی از اساتید درس میدهیم و آنها از ما چیز یاد میگیرند و از طرفی پز استادی هم میدهند؛ مشکل اساتید باید حل شود. این دانشجو ادامه داد: مسئله دیگر اخراج معاون آموزش دانشکده است، چرا با معاون آموزش که برای دانشجوها خوب کار میکرد و مشکلی با دانشجویان نداشت اینگونه برخورد شد؟ ما خواستار برگشتن او به دانشکده هستیم.
پس از او یکی دیگر از دانشجویان گفت: در حال حاضر در راه ادامه فعالیتهای انجمن کارآفرینی دانشجویان دانشکده خبر مشکلاتی ایجاد شده و پلاکاردهای آن بهطرز غیرمحترمانه و بدی کنده شده است. دلیل جلوگیری از برگزاری کلاسهای انجمن کارآفرینی که اعضای آن از سوی دانشجوبان انتخاب شدهاند چیست؟ مشکل کارآفرینی باید حل شود. وی افزود: دانشکده به چه حقی جلوی دو نفر از دانشجویان دختر را گرفته و بهدلیل نپرداختن کامل شهریه اجازه ورود آنها به جلسه امتحان را نداده است؟ دانشکده گزارش مالی بدهد که بودجهها و پولها چه میشوند؟ این دانشجو تصریح کرد: دلیل اینکه در دانشکده خبر اجازه انتشار نشریات دانشجویی داده نمیشود، مجوز شورای صنفی و انجمن اسلامی که اساسنامهاش از بهمنماه سال گذشته ارائه شده داده نمیشود چیست؟ ما اینها را از مسئولان دانشکده خبر میخواهیم. مسئولان دانشکده هستند که در این رابطه باید پیگیر باشند و به ما پاسخ بدهند.
در ادامه این تجمع، رییس دانشکده خبر گفت: ما در این دانشکده کارهای بزرگی انجام دادهایم؛ در حال حاضر درخواست بودجه مجزا برای این دانشکده برای اولین بار به دولت داده شده و اگر در مجلس تصویب شود دانشکده خبر بودجه مجزا خواهد داشت، برای جذب هیئت علمی نیز تلاش شده است. ادامه صحبتهای احمدزاده با سئوالهای دانشجویان همراه بود که وی وقتی در مقابل سئوالات بهحق دانشجویان قرار گرفت، با درخواست مسئول حراست و به بهانه شلوغی و توهین به معاون دانشجوییاش جلسه را ترک کرد. دانشجویان بار دیگر با شعارهای خود خواستار شجاعت و پاسخگویی رییس دانشکده شدند که بار دیگر وی به جمع دانشجویان آمد و به پرسشها و درخواستهای آنها پاسخ داد. در نهایت پس از گذشته سه ساعت از تجمع دانشجویان دانشکده خبر، رییس دانشکده در مقابل رکوردرهایی که صدای وی را ضبط میکردند، وعده داد که شکایتهایی که از دانشجویان محروم شده پس گرفته شود و او خود موضوع لغو احکام محرومیت موقت دو دانشجو از تحصیل را پیگیری کند تا این احکام لغو شوند، معاون آموزش دانشکده در صورتی که با درخواست دانشجویان حاضر به بازگشتن به دانشکده بود، به دانشکده برگردد، ایجاد مشکل در ادامه فعالیت انجمن کارآفرینی صورت نگیرد و کلاسهای این تشکل به حالت سابق خود بازگردد، مشکل نشریات دانشجویی و ارائه مجوز کتبی به آنها و اجازه فعالیت برای شورای صنفی و انجمن اسلامی دانشجویان حل شود و تا چند روز دیگر مسئله نشریات دانشجویی که از مدتها قبل اجازه انتشار نشریات داده نمیشد، حل شود. مسئولان دانشکده همچنین تاکید کردند که هیچ دانشجویی بهدلیل ناتوانی در دادن کامل شهریه در موعد مقرر از تحصیل و شرکت در جلسه امتحان محروم نخواهد شد. این تجمع که ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه شروع شده بود، حدود ساعت ۱۵ و با قولهای قطعی رییس دانشکده به پایان رسید.
دانشگاه امروز به عنوان نماد بی بدیل تجددگرایی و آزادی خواهی در ایران، عرصه دست اندازی تفکری بنیادگرا است که با اخراج، تعلیق از تحصیل و زندان و فشارهای امنیتی کمر به منفعل ساختن دانشجویان در پیگیری اهداف آزادیخواهانه بسته است. دانشگاه در تاریخ سیاسی ایران و به خصوص در دهه های اخیر همواره صدای رسای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر بوده است و جریان سیال دانشجویی همواره در سال های اخیر کوشیده است تا ضمن دور ماندن از زدوبندهای سیاسی گروه های مختلف بتواند خواست تاریخی مردم ایران را پیگیری کند. در این میان دولت “می تواند” و “باید” فضای آزادی را برای دانشجویان در جهت تمرین فعالیتهای سیاسی، مدنی و فرهنگی فراهم آورد و به دانشجویان اجازه دهد که در امور اداره دانشگاه و نقد عملکرد قدرتمداران مشارکت فعالانه داشته و از عادی ترین حقوق دانشجویی نظیر آزادی بیان از طریق انتشار نشریات دانشجویی، فعالیت مدنی از طریق تشکلهای دانشجویی و حقوق صنفی از طریق تشکلهای صنفی بهره مند باشند.
لیکن امروز فضایی دیگر را در دانشگاهها شاهدیم. نه تنها از نگاه حمایتی دولت خبری نیست که مشی سرکوبگرایانه از سوی مدیریت دانشگاهها و نهاد های امنیتی برگزیده شده است.
آنچنان که امروز به ضرس قاطع می توان گفت که در هیچ دانشگاهی تشکل ،نهاد ، کانون و یا نشریه آزاد و دانشجویی وجودندارد این فضای مصیبت بار در تعدادی از دانشگاهها و شهرها گسترده تر از سایرین است.
دانشگاه و شهر شیراز در چند سال گذشته بارها و بارها شاهد فریاد اعتراض دانشجویان به چنین رویه ایی بوده است.در ماه های اخیر ده ها دانشجوی این دانشگاه از طرق غیرقانونی و به اتهام های نامشخص بازداشت و مدتی را در حبس سپری کرده اند.
اکنون بیش از دوهفته است که از بازداشت یونس میر حسینی و ۱۰ روز از بازداشت سحر یزدانی دانشجویان دانشگاه شیراز می گذرد. اعتصاب غذا یونس میرحسینی ناتوان و رنجور کرده است و بیماری روده وی نیز مزید بر علت گشته است. با ادامه روند نامشخص و مبهم کنونی بیم اعتصاب غدای خشک نیز می رود.
از وضعیت بازداشت و نگهداری سحر یزدانی نیز اطلاعی در دست نیست و تاکنون تماسی از زندان نداشته اند.
از سوی دیگر شاهد هستیم که نهادهای غیر مسوول، دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک تهران آقایان: حسین ترکاشوند، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک ، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار، اعضای شورای مرکزی انجمن و مجید توکلی، عضو سابق شوری مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان در برابر حسینیه ارشاد و به دنبال لغو مراسم بزرگداشت مهندس مهدی بازرگان، مبارز فقید راه آزادی و از بنیانگذاران انجمن های اسلامی دانشجویی در ایران، بازداشت کرده و با استفاده از این فرصت قصد دارند از این فعالان دانشجویی به دلیل تلاش های شان در راه آزادی خواهی و آرمانهای دانشجویی انتقام بگیرند.
این دانشجویان بازداشتی در سلول های انفرادی حبس شده اند و از حقوق اولیه شهروندی شان محرومند.
ما امضا کنندگان این بیانیه، ضمن اعتراض شدید به اقدامات خلاف قانون علیه فعالان دانشجویی و دفاع از حقوق شهروندی آنان، خواستاریم هر چه زود تر تمامی دانشجویان آزاد شوند و سایه تمامی تهدیدات به کیمته انظباطی و اخراج و … از سر دانشجویان برداشته شود. تا بدین وسیله مقدمات اولیه جهت دستیابی به فضایی سالم و رشد یاب در دانشگاه فراهم شود.
شورای فرهنگی دانشگاه پلی تکنيک روز يکشنبه در اطلاعيه ای
از دفن شهدای گمنام در دانشگاه به درخواست اساتيد! و دانشجويان! خبر داد. اين شورا
پيش از اين در راستای تحقق اهداف انقلاب فرهنگی و پادگانی کردن فضای دانشگاه،
اقدام به تعطيلی کانون های فرهنگی هنری نمود. تبعيض جنسيتی، تعليق و اخراج
دانشجويان، توقيف نشريات و سرکوب تشکل های دانشجویی، اختصاص سهميه 40 درصدی به
بسيجيان و ... حلقه های زنجير «انقلاب فرهنگی» هستند تا دانشگاه را به «کارخانه
انسان سازی» بدل نمايند. دستگيری مجيد توکلی، اسماعيل سلمانپور، حسين ترکاشوند و
کوروش دانشيار 4 فعال دانشجويی پلی تکنيک و احضار بيش از 15 دانشجو به کميته سرکوب
در روز های اخير بی شک مقدمه اي برای اجرای پروژه دفن شهدا است. پروژه
ای که تاکنون به دليل مخالفت های گسترده دانشجويان امکان تحقق نيافته است.
هدف از دفن شهدا در دانشگاه از سوی متوليان امر «ترويج
فرهنگ شهادت» عنوان شده است. اين دروغی بيش نيست. رژيمی که رييس دولتش از آوردن پول نفت بر
سر سفره مردم و ساده زيستن مسئولان سخن گفته بود، پس از پیروزی در انتخابات، منکر
وعده خود گرديد و پاسداری ميلياردر را در مسند وزارت کشور نشاند. نمايندگان
انتخابی مجلس فرمايشی اين رژيم، کمک هزينه اي 100 میليونی برای رفاه حال خود تصويب
کردند. اينک رژيمی که دزدی و دروغ و فريبکاری در تار و پود آن ريشه دوانده، مدعی
ترويج فرهنگ «ايثار و شهادت» است!
«شهدای گمنام» قربانيان جنگی هشت ساله اند. جنگی که به نام
دفاع از آب و خاک و آزادی ميهن آغاز شد، در راستای تحقق اهداف ايدئولوژيک رهبران
جمهوری اسلامی سال ها ادامه يافت تا هزاران انسان جان خود را در راه «صدور انقلاب»
فدا کنند. تداوم جنگ به حاکميت اين امکان را داد تا نيروهای انقلابی مخالف خود را
سرکوب کند و فضای پادگانی را در جامعه حکمفرما سازد. در پايان جنگ، رژيم مخالفان زندانی خود
را نيز قتل عام کرد تا نهايت بهره را از جنگ برده باشد!
در شرايط کنونی، حاکميتی که از حل مشکلات اقتصادی و تأمين
معيشت مردم ناتوان است و با فشار فزاينده مطالبات و اعتراضات کارگران، معلمان،
زنان و دانشجويان رو به رو است، به بازتوليد ايدئولوژی حاکم در سال های جنگ روی
آورده است تا از يک سو بر ناکارآمدی های خود سرپوش گذارد و از سوی ديگر ناراضيان و
معترضان را سرکوب کند. در راستای اجرای چنين سياستی است که قصد حاکميت از دفن شهدا
در دانشگاه روشن می گردد. انسان هايی که زندگيشان فدای تحقق آرمان های سردمداران
رژيم شد، اينک جسدشان ابزار دست ارتجاع گشته است تا در پناه آن بر بحران مشروعيت
خود فايق آيد و اهداف غير انسانی خود را پيش برد. اين چيزی جز فاحشگی سياسی ارتجاع
حاکم نيست. چنين است که خاوران، مدفن مخالفان سياسی رژيم، به بوستان تبديل می شود
و دانشگاه به گورستان!
اما دانشگاه همچنان سنگر آزادی است. بی شک ايستادگی و
مقاومت دانشجويان در برابر خواست ارتجاع در اجرای پروژه دفن شهدای گمنام در
دانشگاه، پيروزی دانشجويان و شکست ارتجاع را رقم خواهد زد.
آری دانشگاه سنگر آزادی و برابری است و گورستان ارتجاع.